محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1757
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بىپروا بودند كه خالد زمينه را فراهم كرده بود و مثنى پس از خالد و ابى عبيد پس از مثنى . و نيز جنگاوران پيش از قادسيه زمينه فراهم آورده بودند و از آن پس سختى بسيار بود . طلحه گويد : بكير بن عبد الله ليثى و عتبة بن فرقد سهى و سماك بن خرشهء انصارى - اين سماك بجز ابو دجانهء معروف بود در جنگ قادسيه از زنى خواستگارى كردند كه عربان كه زنان خويش را همراه آورده بودند . نخعيان ، هفتصد زن بىشوهر داشتند و آنها را خويشاوند مهاجران مىناميدند . در اثناى جنگ پيش از فتح و پس از فتح مهاجران آنها را به زنى گرفتند و هفتصد كس از مردم قبايل شوهرشان شدند و چون كارها به سر رفت اين سه كس از اين زن خواستگارى كردند ، وى اروى دختر عامر هلالى ، هلال نخع ، بود و خواهرش هنيده زن قعقاع بن عمرو تميمى بود . اروى به خواهر خويش گفت : « با شوهر خويش مشورت كن كه كدام يك را مناسب ما مىداند . » و اين پس از جنگ بود كه هنوز در قادسيه بودند . قعقاع گفت آنها را در شعر وصف مىكنم و تو براى خواهر خويش نظر بده و شعرى بدين مضمون گفت : « اگر درهمها را مىخواهى » « به سماك انصارى يا ابن فرقد » « شوهر كن » « و اگر شجاعت به هنگام جنگ مىخواهى » « رو سوى بكير كن » « و همه شان در اوج بزرگيند » « نيكو بنگريد كه اين سخن دربارهء فرد است . » گويد : از عذيب تا عدن ابين و ازابله تا ايله عربان در انتظار جنگ قادسيه بودند و چنان مىديدند كه ثبات و زوال ملك پارسيان وابسته به آنست و در هر كجا